ما چقدر زود باور هستیم؟

۷ مهر , ۱۳۸۹

دانشجویی که سال آخر دانشکده خود را می‌گذراند به خاطر پروژه‌ای که انجام
داده بود جایزه اول را گرفت.
او در پروژه خود از ۵۰ نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت یا
حذف ماده شیمیایی «دی هیدورژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند و برای
این درخواست خود، دلایل زیر را عنوان کرده بود:
۱- مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ می‌شود.
۲- عنصر اصلی باران اسیدی است.
۳- وقتی به حالت گاز در می‌آید بسیار سوزاننده است.
۴- استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد می‌شود.
۵- باعث فرسایش اجسام می‌شود.
۶- حتی روی ترمز اتومبیل‌ها اثر منفی می‌گذارد.
۷- حتی در تومورهای سرطانی یافت شده است.

از پنجاه نفر فوق، ۴۳ نفر دادخواست را امضا کردند. ۶ نفر به طور کلی
علاقه‌ای نشان ندادند و اما فقط یک نفر می‌دانست که ماده شیمیایی «دی
هیدروژن مونوکسید» در واقع همان آب است!

عنوان پروژه دانشجوی فوق «ما چقدر زود باور هستیم» بود !!

فرق دیوانه و احمق

۳ مهر , ۱۳۸۹

مردی در هنگام رانندگی، درست جلوی حیاط یک تیمارستان پنچر شد و مجبورشد همانجا به تعویض لاستیک بپردازد.
هنگامی که سرگرم این کار بود، ماشین دیگری به سرعت ازروی مهره های چرخ که در کنار ماشین بودند گذشت و
آنها را به درون جوی آب انداخت و آب مهره ها را برد.

مرد حیران مانده بود که چکار کند.

تصمیم گرفت که ماشینش را همانجارها کند و برای خرید مهره چرخ برود.
در این حین، یکی از دیوانه ها که از پشت نرده های حیاط تیمارستان نظاره گر این ماجرا بود، او را صدا زد و گفت:
از ٣ چرخ دیگر ماشین، از هر کدام یک مهره بازکن و این لاستیک را با ٣ مهره ببند و برو تا به تعمیرگاه برسی.

آن مرد اول توجهی به این حرف نکرد ولی بعد که با خودش فکر کرد دید راست می گوید و بهتر است همین کار را بکند.
پس به راهنمایی او عمل کرد و لاستیک زاپاس را بست.
هنگامی که خواست حرکت کند رو به آن دیوانه کرد و گفت: «خیلی فکر جالب و هوشمندانه ای داشتی.
پس چرا توی تیمارستان انداختنت؟
دیوانه لبخندی زد و گفت: من اینجام چون دیوانه ام. ولی احمق که نیستم!!!

چطور میفهمی که در سال ۲۰۱۰ هستی؟

۲۱ شهریور , ۱۳۸۹

۱٫ یهو نگاه میکنی می بینی خانوادت ۳ نفر بیشتر نیستن ولی ۵ خط موبایل دارن

۲٫ واسه همکارت ایمیل میفرستی،در حالیکه پشت میز بغل دستی تو نشسته

۳٫ رابطت با اقوام و دوستانی که ایمیل ندارن کمتر و کمتر میشه تا به حد صفر برسه

۴٫ ماشینت رو جلوی در خونه پارک میکنی بعدش با موبایلت زنگ میزنی خونه که
بیان کمک و چیزایی رو که خریدی ببرن داخل

۵٫ هر آگهی تلویزیونی یه آدرس اینترنتی هم داره

۶٫ وقتی خونه رو بدون موبایلت ترک میکنی،استرس همه وجودت رو میگیره و با
سرعت برمیگردی که موبایلت رو برداری. بدون توجه به اینکه ۲۰-۳۰ سال از
عمرت رو بدون موبایل گذروندی

۸٫ صبحها قبل از خوردن صبحونه اولین کاری که میکنی سر زدن به اینترنت و چک
کردن ایمیله

۹٫ الان در حالیکه این متن رو میخونی،سرت رو تکون میدی و لبخند میزنی

۱۰٫ اینقدر سرگرم خوندن این ایمیل بودی که حتی متوجه نشدی این لیست شماره ۷ نداره!

۱۱٫ الان دوباره برگشتی بالا که چک کنی شماره ۷ رو داشته یا نه :) )

۱۲٫ و من مطمئنم که اگه دوباره برگردی بالاحتماً شماره ۷ رو پیداش
میکنی،بخاطر اینکه خوب بهش توجه نکردی

۱۳٫ دوباره برمیگردی بالا ولی شماره ۷ رو پیدا نمیکنی،خوب من شوخی کردم ولی
نشون میده که تو ، انسان سال ۲۰۱۰، به خودت هم اعتماد نداری و هرچی بقیه
میگن باور میکنی!

میزان افزایش و رشد قیمت تمبر در طول زمان

۱۰ تیر , ۱۳۸۹

میزان رشد قیمت تمبرها در طول زمان

با بررسی آمار قیمت تمبر بین ۴۰ سال گذشته تا به حال نتایج زیر کسب گردیده است.(از سال ۱۳۵۴ تا ۱۳۸۷)

۱-قیمت تمبر در یک فاصله ۱۰ ساله به صورت دوره کامل ۱۵ برابر افزایش میابد.

تمبرها به صورت جداگانه و تفکیک شده به علت پارامترهای مختلف همچون سوژه، تیراژ، نایابی و … بین ۱۰ تا ۵۰ برابر رشد قیمت در طول ۱۰ سال دارد.

مثلا تمبرهای یادگاری دوره جمهوری در سال ۱۳۷۳ فقط ۴ هزار تومان بوده و در سال ۱۳۸۳ قیمت ۶۰ هزار تومان گردیده است.

یا تمبر تاجگزاری سال ۴۶ به صورت جفت و بلوک بی دندانه در سال ۱۳۷۳ قیمت ۶۰۰۰ ریال و در سال ۱۳۸۳ مبلغ ۳۰ هزار تومان شده است.

۲-در یک دوره ۳ ساله انتظار ۲ برابر شدن قیمت تمبرهایتان را داشته باشید.

۳-تمبرهای جدید تا ۵ سال به طور کلی فقط ۲ برابر قیمتشان می گردد ولی در ۵ سال بعدی تا ۲۰ برابر هم رشد قیمت پیدا می نمایند.

مثلا تمبرهای سال ۱۳۸۳ قیمت اصلی و روی خود تمبر حدودا ۳ هزار تومان است و در سال ۱۳۸۸ با گذشت ۵ سال دو برابر یعنی ۶ هزار تومان شده است.همین تمبر تا ۵ سال بعد ممکن است هر سری تا ۲۰ برابر یعنی ۱۰۰ هزار تومان هم افزایش قیمت پیدا نماید.

کولا – مفید یا مضر

۱۰ تیر , ۱۳۸۹

۱. در بسیاری از ایالتهای آمریکا، مامورین پلیس راه دو گالن کوکاکولا در صندوق‌عقب ماشینشان دارند تا در صورت تصادف رانندگی، خون را با کمک آن از جاده پاک کند.
۲. اگر تکه‌ای از گوشت گاو را در یک کاسه کوکاکولا قراردهید، پس از دو روز ناپدید می‌شود.
۳. برای تمیز کردن مستراح: یک قوطی کوکاکولا را داخل کاسه توالت بریزید و یک ساعت صبر کنید، سپس با آب پر فشار بشویید. اسید سیتریک موجود در کوکاکولا لکه‌ها را از سطوح چینی می‌زداید.
۴. برای برطرف‌کردن لکه‌های زنگ از سپر آب‌کرم کاری شده اتومبیل: سپر را با یک تکه کاغذ (فویل) آلومینیوم مچاله‌شده آغشته به کوکاکولا بسایید.
۵. برای تمیز کردن فساد قطبهای باتری اتومبیل: یک قوطی کوکاکولا را روی قطبها بریزید تا با غلیان کردن، آن را تمیز کند.
۶. برای شل کردن پیچ و مهره‌های زنگ زده: تکه‌ای پارچه را که در کوکاکولا خیس شده است برای چند دقیقه بر روی پیچ و مهره قرار دهید.
۷. برای پختن گوشت ران آبدار: یک قوطی کوکاکولا را داخل ماهی‌تابه خالی کنید، گوشت را لای کاغذ آلومینیوم بپیچید; و داخل ماهی‌تابه بپزید. سی دقیقه قبل از اتمام پخت، کاغذ آلومینیوم را باز کنید، و آب گوشت را با کوکاکولای داخل ماهی‌تابه مخلوط کنید تا سس قهوه‌ای رنگ عالی‌ای به دست آید.
۸. برای پاک کردن چربی از لباسها: یک قوطی کوکاکولا را داخل ماشین‌لباسشویی پر از لباسهای چرب خالی کنید، پودر لباسشویی اضافه کنید و ماشین را روی دور عادی روشن کنید. کوکاکولا به تمیز شدن لکه‌های چربی کمک می‌کند.
۹. کوکاکولا همچنین بخار آب را از روی شیشه جلوی اتومبیل تمیز می‌کند. (در مناطق سرد و مرطوب، مثل Midwest در شمال ایالات متحده آمریکا، گاهی اوقات شیشه جلوی اتومبیل از بیرون بخار می‌کند که با برف‌پاک‌کن پاک نمی‌شود.)
حالا بازم بگید مضره!!!

۱. ماده موثر کوکاکولا اسید فسفریک با pH برابر ۲٫۸ است.
اسید فسفریک ناخن را در مدت حدود ۴ روز حل می‌کند. همچنین کلسیم را از استخوانها می‌زداید و عامل اصلی افزایش روز افزون پوکی استخوان است.
۲. برای حمل محلول کوکاکولا (محلول غلیظ شده)، کامیونهای حامل باید از علامتهای ویژه ”مواد خطرناک“ که برای حمل مواد به‌شدت خوردنده در نظر گرفته شده است استفاده کنند. (مدتی قبل یک کامیون حامل محلول غلیظ شده نوشابه در سد قشلاق اطراف سنندج که آب شرب این شهر را تامین می‌کند، سقوط کرد.)
۳. توزیع‌کنندگان کوکاکولا بیش از ۲۰ سال است که از کوکاکولا برای تمیز کردن موتور کامیونهای خود استفاده می‌کنند.
حالا بازم بگید مفیده!!!

وقت شناسی

۶ تیر , ۱۳۸۹

وقت شناسی‌ !

در مراسم تودیع پدر پابلو، کشیشی که ۳۰ سال در کلیسای شهر کوچکی خدمت کرده و
بازنشسته شده بود، از یکی‌ از سیاستمداران اهل محل برای سخنرانی دعوت شده بود.
در روز موعود، مهمان سیاستمدار تاخیر داشت و بنابرین کشیش تصمیم گرفت کمی‌ برای
مستمعین صحبت کند.
پشت میکروفن قرار گرفته و گفت: ۳۰ سال قبل وارد این شهر شدم.
انگار همین دیروز بود.
راستش را بخواهید، اولین کسی‌ که برای اعتراف وارد کلیسا شد، مرا به وحشت
انداخت.
به دزدی هایش، باج گیری، رشوه خواری، هوس رانی‌، زنا با محارم و هر گناه دیگری
که تصور کنید اعتراف کرد.
آن روز فکر کردم که جناب اسقف اعظم مرا به بدترین نقطه زمین فرستاده است ولی‌
با گذشت زمان و آشنایی با بقیه اهل محل دریافتم که در اشتباه بوده‌ام و این شهر
مردمی نیک دارد.

در این لحظه سیاستمدار وارد کلیسا شده و از او خواستند که پشت میکروفن قرار
گیرد.
در ابتدا از اینکه تاخیر داشت عذر خواهی‌ کرد و سپس گفت که به یاد دارد که
زمانیکه پدر پابلو وارد شهر شد، من اولین کسی‌ بودم که برای اعتراف مراجعه
کردم.

نتیجه اخلاقی‌: وقت شناس باشید

تفاوت رستوران دانشگاه هاروارد امریکا و دانشگاه آزاد ایران

۳۰ خرداد , ۱۳۸۹

تفاوت رستوران دانشگاه هاروارد امریکا و دانشگاه آزاد ایران:

image0011


image0022

اگه گفتید کدوم یکی دانشگاه هاروارده؟

داستان شیطان و نمازگزار

۲۶ خرداد , ۱۳۸۹

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند.
لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد،
خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و
در همان نقطه مجدداً زمین خورد!
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش
را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.
مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))،
از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.
مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد
ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست
در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.
مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود.
مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد.
شیطان در ادامه توضیح می دهد:
((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.))
وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید،
خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم
و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید.
به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر
باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید.
بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.

قدرت اندیشه

۱ خرداد , ۱۳۸۹

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش
راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود. تنها پسرش که می توانست به او کمک کند
در زندان بود . پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :

پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم . من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد . من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی .

دوستدار تو پدر

پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد :

پدر، به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن، من آنجا اسلحه پنهان کرده ام.

۴ صبح فردا ۱۲ نفر از مأموران FBI و افسران پلیس محلی دیده شدند  و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند . پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟ پسرش پاسخ داد :

پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم .

در دنیا هیچ بن بستی نیست. یا راهی‌ خواهم یافت، یا راهی‌ خواهم ساخت.

تست هوش (IQ test)

۲۵ اردیبهشت , ۱۳۸۹

جاهای خالی رو با چه اعدادی باید پر کرد؟

۱۰, ۲۰, ….., ۱۵, ۱۰۰۰, ……, ۱۶

عجله نکنید!
کمی فکر کنید، سوال زیاد مشکلی نیست ولی اگر قادر به حل این سوال باشید نشان از
فعالیت خوب سمت راست مغز شماست.
برای دیدن جواب صحیح برید پایین.

.

.

.

.

.

..

.

.

.

..

.

.

.

.

.

.

.

.

.

..

.

۱۰, ۲۰, ۳, ۱۵, ۱۰۰۰, ۶۰, ۱۶

ده بیست سه پونزه هزارو شصت و شونزه !!!